قهرمان ميرزا عين السلطنه
1023
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ام الخاقان ام الخاقان تفصيلها دارد . عزت الدوله دو دختر از امير داشت يكى را شاه به ظل السلطان داد ، ديگرى را به وليعهد . ظل السلطان يك پسر و يك دختر از او دارد : جلال الدوله و كوكب السلطنه زن حاجب الدوله معزول و مرحومه شد . ام الخاقان هم يك پسر و يك دختر [ دارد ] و قريب بيست سال متجاوز است كه از شاه طلاق گرفته طهران آمده ، يعنى به افتضاح طلاق گرفت . باوجود آن . . . در تبريز كرد شاه طلاق نمىداد . رفت در امامزاده بست نشست تا طلاق گرفت و طهران آمد . خيلى خوشگل و خوب بود ، برعكس حالا . مثل اين است كه مسخ شده . حراف و طرار است . شيرزنى است نمكين و بسيار خوشصحبت . به كارها . . . بعد زن معتمد السلطنه مستوفى آذربايجان شد . . . چندى عيال او بود از او هم طلاق گرفت . مخلا به طبع زندگى مىكرد . بعد زن ميرزا على جان نوكر حسام السلطنهء مرحوم شد و الان زن اوست . نصير السلطنه در سفر خراسان لقب گرفته وزير مؤيد الدوله است . حكايتها از ام الخاقان نقل مىكنند كه هركدام كتابى عليحده لازم دارد . اين معتضد السلطنه دو مرتبه از او كتك وافرى خورد بهحال مردن . با محمد حسن ميرزاى داماد حضرت و الا التفاتى به حد كمال داشت . به هر جهت الان تائب شده و مشغول عبادت است . خيلى خدمت عزت الدوله ملاقات كردهايم . چندان اعتنا به ما نمىكرد . خوشصحبت است . خصوصا عيد گذشته كه تاج الدين ميرزا و شعاع الدين ميرزا با من و افخم الدوله رفتيم آنجا نشسته بود دو ساعت صحبت كرد . سر به سر تاج الدين ميرزا خيلى گذاشت . تاج عينك گذاشته بود ، مدتى صحبت سر آن بود . مىگفت اين غمزهها تازه درآمده . هركس غمزهاى به خيالش مىرسد عينك مىگذارد . هميشه با ماها صحبت مىكند و غالب مسخره و مضحكه مىكند . خدمت شاه با عزت الدوله رفته بود رو گرفته كنارى ايستاده بود . شاه ملتفت شد . صدا كرده بودند بيا جلو ، رو مىگيرى . عرض كرده بود بلى شوهر دارم . چون شما خيلى مقدس مىباشيد نمىخواهم داخل معصيت بشويد . شاه باز صدا كرده بود رويش را باز كرده است . تمام صحبت را نمىدانم . همينقدر مىدانم شاه فرموده است نوهء خوبى دارى ، خيلى عزيز من است . پسرت كوتاه است خيلى هم خسيس ( خيلى رو دارى ام الخاقان ) . بعد فرموده است اگر . . . به من راپرت دادند بگويم هم تو و هم عمه خجالت خواهيد كشيد . جواب داده است بلى اگر من هم كارهاى شما را بگويم بيشتر خجالت خواهيد كشيد و آنوقت معلوم مىشود من پررو هستم يا تو . خيلى مجلس بامزه بوده . ام الخاقان خيلى از شاه حرفزنتر است . از جواب عاجز نخواهد ماند .